ازین دخترکان یاد بگیر

 


این روزها خیلی ها از طرح برخورد اجتماعی با بی حجاب ها حرف می زنند.راستش من که وقتی این دخترکان باربی طناز را در خیابان می بینم تحسین شان می کنم و به حالشان حسرت می خورم! هروقت می بینم شان آه حسرتی می کشم و خودم را سرزنش می کنم که چرا ازین ها یاد نگرفتم!

من به دلم می گویم .  چرا نمی بینی که این آیینه دارد چه حرفی با تو می زند ! چرا نمی شنوی او برای گفتن این حرف چه  تلاشی می کند ؟ انصاف بده ! نگاه کن که او برای رساندن این پیام چه رنجی را تحمل می کند ؟ اما تو نمی شنوی !فقط یکبار به رنج ها و تلاشهای او ، برای فهمیدن تو ...فکر کن !

به سختی عمل کردن بینی فکر کن با یکبار کوبیدن مشت به بینی مبارک! به سختی بند آمدن نفس سلول های صورت  با این همه کرم پودرو رنگ غلیظ فکر کن با یک بار مالیدن روغن به صورت تبارک!به سنگینی پلک نزدن فکر کن با  مالیدن یک چیزچرب سیاه  به مژه ات !به تنگی تحمل فشار لباس فکر کن با یکبار پوشیدن شلوار جین تنگ که نفست درست بالا نیاید!به درد مهره های کمر فکر کن بایک روز پوشیدن آن کفش های پاشنه بلند !به درد میخچه و قوزک پا و انگشتانت فکر کن با یک روز پوشیدن یک کفش نوک تیز تنگ !به تحمل سوزش روی پوست بیچاره ات فکر کن با رفتن به سونای داغ و خشک و گرم و سرد وانواع  و اقسام کمپرسها !به درد مانیکور فکرکن با آن ضربه ای که آنروزبه ناخنت خورد و  کبودش کرد!به استشمام بوی تند رنگ مو و سوزش چشم فکر کن با یکبار گرفتن سرت در سطل رنگ و تینر!به تحمل چند ساعت ماندن در زیر سشوارگرم فکر کن با چند ساعت نشستن زیر افتاب داغ!به لیزر و تاتو و ناتو و ...فکر کن با یک باز کندن موهای ابرویت و فرو کردن سوزن در پوست زیرش!به درد اپیلاسیون فکر کن با کندن یک دانه  موی ناقابل ات  از ریشه!به تحمل گرسنگی در رژیم لاغری فکر کن وقتی شکمت غار و غار می کند و دلت ضعف می رود و غذای آماده جلویت هست و تو نباید بخوری !به سختی این همه کلاس رقص و بدنسازی فکر کن با یک روز صبح تا شب  یک ریز بالا و پایین پریدن!به سختی کار گذاشتن سیم در داخل دهان برای ردیف شدن دندانها فکر کن با یک روز نگه داشتن یک تکه آهن ناقابل توی دهانت! به عمل برای گذاشتن گونه مصنوعی با یکبار چاقو زدن روی پوست صورتت!به رفتن توی آن دستگاه در بسته که اسمش را یادم رفته برای برنزه شدن پوست  ...با نمی دانم معادلش چیست! تصوری ندارم ازش!به سختی ساعتها در کوچه وخیابان و پارک سرپا ایستادن  فکر کن ! به روزها در بازار دنبال انواع و اقسام ست های رنگاوارنگ  لباس و کیف و کفش و زینت آلات گشتن!

حالا تمام این  زحمت ها به کنار .

 به  قماری فکر کن که تمام ثروتت را هر روز سرش بگذاری وهرروز ببازی و دوباره فردا تکرارش کنی و باز ببازی و دوباره از رو نروی و تکرارش کنی و تکرارش کنی.... نه واقعا این کارهاسخت نیست. زحمت ندارد؟ تحسین برانگیز است . واقعا هیجان برانگیز است . این همه تحمل رنج و سختی شعف آفرین است .جل الخالق !

 اما او تحمل می کند. او همه این سختی ها را تحمل می کند. با شوق و ذوق هم تحمل می کند. خسته هم نمی شود و ادامه می دهد . حتی وقتی تمام جامعه بر علیه او موضع گیری می کنند او باز هم ادامه می دهد . او حتی از سرزنش هیچ کس و هیچ چیزی هم نمی ترسد وباز ادامه می دهد.

 برای چه ؟

فقط و فقط برای خریدن نگاهی از رهگذاری عابری آواره ای در خیابان که نه آهی در بساط دارد نه سپاهی و ثروتی و خدم و حشمی که تو را از نظر جسمی و روحی تامین کند ! نه نامه ای ! نه امیدی ! نه دعوتی ! نه پیامی !تمام این ها فقط برای خریدن یک نگاه ! ازیک بیچاره ی بی سپاه !

 و تو ای بیچاره  !شاهدی داری زیباترین . رعنا ترین . قدرتمند ترین .مهربانترین.مسلط ترین .پادشاه هستی ست. فرمانروا ست . امرش در زمین و آسمان مطاع است . تمام ذرات هستی به فرمانش . همه عالم به قربانش.

 او با این همه زیبایی و رعنایی همیشه دارد تماشایت می کند. او عاشق توست!مدتهاست که عاشق توست!خودش برایت نامه نوشته و اعتراف کرده که عاشق تو ست!اصلا برای همین است که همیشه  دارد تماشایت می کند !

اما تو نگاهش که نمی کنی هیچ!نامه اش راکه نمی خوانی هیچ ! تازه  پاره اش هم کرده ای!

آخ بیچاره ی مفلوک ! ازین دخترکان یاد بگیر!

تو برای دلبری ازین شاهد قدرتمند زیبایت چه کرده ای  ؟

+ نوشته شده توسط سحریار در سه شنبه 1389/02/28 و ساعت 12 | گنجینه قدوم شما
/ 0 نظر / 5 بازدید